روز شنبه 23 دی ماه 96، سایت جهان نیوز مطلبی را منعکس کرده و از قول کیهان، دیدگاه آقای دکتر مطهری را نقد کرده بود. در قسمت کامنتها، مطلبی را در پاسخ ایشان گذاشتم که واکنشهای مختلفی را در بر داشت. عین متن خطاب به آقای دکتر مطهری و عین یکی از کامنتها در نقد دیدگاه اینجانب و عین پاسخ خود را تقدیم می کنم:

جناب آقای دکتر مطهری؛

اولاً اینجانب به عنوان یک همکار دانشگاهی، در مورد این نظر و برخی نظرات دیگر شما، خیلی حرف دارم و از همین رو درخواست مناظره کردم اما متاسفانه اجابت نشد. خود می دانید که اینجانب تحقیقات مفصلی در زمینه فتنه 88 انجام داده و از این جهت کاملا اشراف دارم. اگر واقعا حسن نیت دارید، چرا اجازه نمی دهید که این مسائل، در یک فضای علمی و عقلانی، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

ثانیاً گرچه مستندات بسیاری در اختیار دارم که قصد عوامل اصلی فتنه در براندازی را اثبات می کند، اما اکنون که حاضر به گفتگو نیستید، لا اقل به این استدلال من پاسخ دهید که اگر میر حسین و اصلاح طلبان، قصد براندازی نداشتند، پس چرا میرحسین موسوی که بخش اعظم تبلیغاتش به سوابق او در حمایت از نظام جمهوری اسلامی و مقلد حضرت امام بودن اختصاص داشت و خود را نخست وزیر دوران امام و دفاع مقدس معرفی می کرد تا از این رهگذر، اعتماد مردم را به خود جلب کند، در آستانه انتخابات، با مجله تایم مصاحبه کرد و صریحاً براندازی را به عنوان اصلی ترین هدف مطرح کرد؟؟؟. این مصاحبه، بسیار مهم بوده و آشکار می‌سازد که حضور موسوی و جبهه دوم خرداد در انتخابات دهم ریاست جمهوری، در واقع بهره گیری از پتانسیل مردم‌سالاری نظام، بمنظور اجرای براندازی و کودتای نرم بوده است‌؛ زیرا او در این مصاحبه، بطور کامل، نقاب از چهره برداشت و با صراحت اعلام کرد که هدف اصلی، براندازی خود نظام است، نه پیروزی در انتخابات.

وی در بخشی از این مصاحبه که قبل از برگزاری انتخابات، در مجله تایم منتشر شد و هرگز حتی تکذیب هم نشد، گفت: « تجمعات خیابانی چشمگیر، ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین، دگرگون خواهد ساخت».

این جمله میرحسین موسوی اولاً اثبات می کند که اغتشاشات و تجمعات خیابانی، از قبل از برگزاری انتخابات، برنامه ریزی شده است؛ زیرا هیچ‌گاه در ایران سابقه نداشته است که پس از برگزاری انتخابات، شاهد برگزاری تجمعات و اغتشاشات خیابانی باشیم. ثانیاً وی هدف از برگزاری چنین تجمعاتی را، «دگرگون سازی بنیادین ماهیت ساختار قدرت در ایران» معرفی می کند.

قاعدتاً جنابعالی می دانید که در فرهنگ سیاسی دنیا، این تعبیر، هیچ مفهومی جز براندازی و سرنگونی حکومت و نظام سیاسی ندارد و میرحسین موسوی، تنها ساعاتی قبل از برگزاری انتخابات، این هدف را صریحاً اعلام کرد، درحالی که تا آن روز خود را مرید و مقلد امام و فدایی نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده بود.

همه می دانند که کاندیداها، در هنگام ثبت نام در وزارت کشور، مطابق مفاد قانون اساسی، کتباً و با امضا و اثر انگشت، متعهد و ملتزم می شوند که به قانون اساسی پایبند بوده و برای تحکیم نظام، از هیچ کوششی مضایقه نکنند. آنان تضمین می کنند که بصورت نظری و عملی، به ولایت مطلقه فقیه ملتزم بوده و اوامر او را اطاعت کنند، لیکن موسوی در این مصاحبه، اثبات کرد که التزامها و تعهدات وی در هنگام ثبت نام، دروغین بوده و به هیچ کدام پایبند نیست.

وی در قسمت دیگری از مصاحبه اش، به مجله تایم گفت: « دگرگونی و تغییر در ساختار قدرت، با فشار بر رهبری، در جهت پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد»!

وی در ادامه گفت: « تنها گوشه ای از دگرگونی ساختار قدرت، به پیروزی در انتخابات مربوط می شود، ولی بخش عمده تغییرات، ادامه خواهد یافت تا ساختار قدرت را کاملاً دگرگون سازد و هیچ عقب گردی هم در کار نخواهد بود.»

بدین ترتیب او صراحتاً ماهیت خود را علنی کرد، اما مطمئن بود که مفاد مصاحبه او، تا پایان رأی گیری، به گوش مردم ایران نخواهد رسید و مردمی را که تحت تأثیر شعارهای دینی و انقلابی و هواداری او از امام و دفاع مقدس فریفته شده اند، هوشیار نخواهد کرد. وی در ادامه این مصاحبه گفت: « من بطور قطع، پیروز این انتخابات هستم و هر نتیجه ای غیر از آن، نشان دهنده وقوع تقلب در انتخابات است». تا که می توانید سر خود را زیر برف کرده و تجاهل کنید؟. چرا شعار می دهید؟ این اظهارات صریح موسوی را چگونه توجیه می کنید؟

یکی از دوستان در پاسخ اینجانب، متن زیر را گذاشت:

دکتر طالقانی مدرس دانشگاه : اینجانب تحقیقات مفصلی در زمینه فتنه 88 انجام داده و از این جهت کاملا اشراف دارم. فقط یک سوال استاد عزیز نظرتان در مورد حمایت علنی تعدادی از اعضای شورای نگهبان از یک کاندیدا چیست؟ سخنرانی یکی از اعضای شورای نگهبان در میتینگ تبلیغاتی آن کاندیدا را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا شورای نگهبانی که اینگونه تعدادی از اعضایش علنی حمایت کردند میتواند مرجع رسیدگی به شکایات بعد از انتخابات شوند؟ آیا قاضی بی طرف حق قضاوت دارد؟ ممنون میشوم صراحتا اعلام نظر بفرمایید

در پاسخ او چنین گفتم؛ گرچه جهان نیوز تا کنون باز نشر نداده است:

ممنون از توجه شما. به تک تک شما ارادتمندم و اجازه می خواهم که از چهار منظر به پرسش شما پاسخ دهم:

الف‌) طبيعتاً همه افراد، داراي نظر و گرايش‌هاي خاص خود هستند و در قضاوت و داوري نيز، اصل بر نداشتن نظر و گرايش نيست، بلكه مهم آن است كه گرايش‌ها و اميال افراد در تصميم‌گيري‌هاي حقوقی آنان مؤثر نباشد. در دانش حقوق، موضع حقیقی و موضع حقوقی شخصیت ناظر را تفکیک می کنند. این یک اصل، در حقوق بین الملل است و عقلاً هم گریزی از آن نیست. زیرا شخص ناظر، در عین حال، یک شهروند هم هست. او هم مثل همه شهروندان، رأیی دارد و در عین حال مثل همه شهروندان، حق ابراز عقیده دارد و کسی نمی تواند آزادی او را در ابراز عقیده، از او سلب کند.

شاید اخلاقاً بتوان به ناظر توصیه کرد که در آشکار کردن رأیش محتاط باشد، اما او را منع حقوقی نمی توان کرد و اگر ابراز عقیده و رأی کرد، هرگز نمی توان صلاحیت او را در تکالیف حقوقیش به چالش کشید. زیرا حق نظارت حقوقی، یک چیز است و حق رأی داشتن و ابراز آن، یک چیز دیگر.

ب‌) اشکال شما این است که چرا یکی از اعضای شورای نگهبان، در حمایت از یک کاندیدا سخن گفته است. در جای دیگری خواندم که این اتهام را به دو نفر از اعضای شورا زده بودند. بر فرض که پاسخ الف را نادیده بگیریم؛ نتیجه می گیریم که اشکال کننده اینگونه استدلال می کند که چون دو نفر از اعضای شورای نگهبان، به نفع یک کاندیدا موضع گرفته اند، پس تصمیمات حقوقی شورای 12 نفره، فاقد اعتبار است!!!

بنای استدلال مستشکل این است که آن دو نفر، از آن رو که موضع حقیقی خاصی داشته اند، و قطعا و یقینا موضع حقوقیشان، عین موضع حقیقیشان خواهد بود، پس صلاحیت حقوقی خود را از دست می دهند!!!

اولاً در استدلال قسمت الف، اثبات کردم که موضع حقیقی، منفک از موضع حقوقی است؛ ثانیاً بر فرض که اینطور نباشد، چگونه می توان از طریق عدم صلاحیت دو نفر از اعضای شورای نگهبان، عدم صلاحیت حقوقی نهاد 12 نفره شورای نگهبان را نتیجه گرفت؟!!

تصميم‌گيري در شوراي‌نگهبان به صورت شورايي است و در نتيجه، رأي اكثريت اعضاي اين شورا ملاک است. در مورد نظارت بر انتخابات؛ در همه مراحل نیز، رأي اكثريت اعضاي شوراي‌نگهبان، ملاك است. همچنين در تركيب اعضاي شوراي‌نگهبان، علاوه بر 6 حقوقدان معتمد قوه قضائيه و قوه مقننه، 6 فقيه عادل منصوب از سوي ولي فقيه نيز حضور دارند كه طبعاً چنين افرادي حاضر نيستند كه آخرت خويش را فداي دنياي ديگران كنند. بر فرض محال که اعلام نظر شخصی آن دو نفر، صلاحیت حقوقی آنان را مخدوش سازد، چگونه استدلال می کنید که این خدشه، به کل شورای نگهبان سرایت می کند و دیگر نمی توان به چنین شورایی شکایت کرد و غیره؟

ج‌) چگونه می توانید اعتبار حقوقی شورایی را مردود بدانید که کاندیدای مورد نظر خود شما را هم تأیید صلاحیت کرده است؟ این که علاوه بر احمدی نژاد، شورای نگهبان، میرحسین موسوی، کروبی و رضایی را هم تأیید صلاحیت کرده است، آیا دلیل قاطع بر این موضوع نیست که در بررسي صلاحيت‌ها؛ موضع حقوقی ناظر ملاک است؛ نه موضع حقیقیش؟ اگر یک شورا، فاقد اعتبار حقوقی باشد، در همه موارد اعتبار نخواهد داشت. قطعا شما تأیید صلاحیت موسوی و کروبی و رضایی را معتبر و واجد ارزش و اعتبار حقوقی می دانید و با تکیه بر همین عقیده، در انتخابات شرکت کرده و به یکی از همین ها رأی داده اید؛ با وجودی که می دانستید که یک یا دو نفر از اعضای شورای نگهبان، از احمدی نژاد حمایت کرده اند؛ چگونه است که رأی شورای نگهبان را در تأیید صلاحیت کاندیدای مورد نظر خودتان، معتبر می دانید و با اتکای بر آن، در انتخابات مشارکت می کنید؛ اما همین شورا را در رسیدگی به شکایات انتخاباتی، فاقد صلاحیت ارزیابی می کنید؟!! اگر قرار بود که ابراز عقیده شخصی دو نفر از اعضای شورای نگهبان، اعتبار قانونی و حقوقی کل این شورا را مخدوش سازد، تأیید صلاحیت کاندیدای مورد نظر شما هم باید بی اعتبار باشد.

د) خود این موضوع که شورای نگهبان، در آن انتخابات، 4 نفر و از جمله، کاندیدای مورد نظر شما را نیز تأیید صلاحیت کرده، قطعاً اثبات می کند که موضع حقوقی شورای نگهبان ما، مستقل از موضع حقیقی اعضای شوراست؛ زیرا فرض کنید که موضع شخصی و حقیقی هر 12 نفر، احمدی نژاد باشد و نه فقط دو نفر، بلکه هر 12 نفر به احمدی نژاد رأی داده باشند؛ در عین حال می بینید که همینها، موسوی و کروبی و رضایی را هم تأیید صلاحیت کرده اند! اگر قرار بود که رأی و موضع شخصی و حقیقی اعضا، در موضع قانونی و حقوقیشان مؤثر باشد، در این صورت دیگران را تأیید صلاحیت نکرده و در معرض رأی مردم قرار نمی دادند.

البته من به عنوان یک شهروند کمترین که خاک پای ملت ایران هستم، به عنوان یک توصیه اخلاقی و نه به عنوان یادآوری یک وظیفه حقوقی، به آحاد اعضای محترم شورای نگهبان و سایر مسئولین نظام، توصیه می کنم که از منش و سیره رهبر معظم انقلاب روحی له الفداء الگو گرفته و در مواقع انتخاباتی، موضع شخصی خود را ابراز نکنند. این برای نظام ما و کشور ما بهتر است.

همه ما ایرانی هستیم و ایرانی، عاشق ایران و ایرانی است. ما دوست یکدیگر، برادر یکدیگر، ارادتمند یکدیگر و همگی عاشق ایران اسلامی و نظام برآمده از ارزشهای تمدنی ایران و اسلام هستیم. مباد که خصمانه با هم سخن بگوییم؛ مباد که توهین و تحقیر کنیم. همه این امکانات و فضاها و ....، مجالی برای هم افزایی و خدمت به یکدیگر و عشق ورزیدن به ایران اسلامی است. تفاوت سلایق نباید ما را به ورطه خصومت و احساس دشمنی بکشاند. باز هم ارادتمندم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 16:40  توسط  سید حمیدرضا طالقانی  |